بسیاری از کسانی که به دنبال فیلم سوپر زمان شاه میگردند، در واقع به دنبال تکههایی از تاریخ گمشدهای هستند که در میان هیاهوی انقلاب و تغییرات فرهنگی ایران گم شد. وقتی از سینمای قبل از انقلاب حرف میزنیم، با یک کلاف پیچیده از هنر، تجارت، سنت و مدرنیته روبرو میشویم. اصطلاح "فیلم سوپر" در آن زمان، معنای متفاوتی نسبت به امروز داشت و بیشتر به آثاری اطلاق میشد که خط قرمزهای اخلاقی جامعه سنتی آن روزها را جابجا میکردند. در این مقاله، میخواهیم کمی خودمانیتر به این موضوع نگاه کنیم و ببینیم در آن سالها واقعاً چه خبر بود.
سینمای ایران قبل از سال ۵۷ چه شکلی بود؟
اگر بخواهیم روراست باشیم، سینمای ایران در دهههای ۴۰ و ۵۰ شمسی یک معجون عجیب و غریب بود. از یک طرف فیلمهای روشنفکری و سنگینی مثل "گاو" یا "قیصر" را داشتیم که حرفی برای گفتن داشتند، و از طرف دیگر، سیل عظیمی از فیلمهای تجاری که به "فیلمفارسی" معروف شدند، سینماها را قرق کرده بودند.
در آن سالها، رقابت عجیبی بین سینمای ایران و فیلمهای وارداتی (مخصوصاً ایتالیایی و آمریکایی) وجود داشت. برای اینکه مخاطب ایرانی به جای فیلمهای خارجی، بلیت فیلمهای داخلی را بخرد، سازندگان فیلمفارسی به مرور شروع کردند به اضافه کردن چاشنیهایی که برای مردم جذاب باشد. این چاشنیها شامل رقص، آواز، صحنههای کافهای و البته سکانسهایی بود که کمکم باعث شد برچسب فیلم سوپر زمان شاه روی زبانها بیفتد.
کلمه "سوپر" از کجا آمد؟
شاید برایتان جالب باشد که بدانید در آن زمان، کلمه "سوپر" لزوماً به معنای پورنوگرافی به معنای امروزی نبود. در واقع، بسیاری از فیلمهایی که مردم به این اسم میشناختند، فیلمهای سینمایی اکران شده در سینماهای لاله زار یا خیابان پهلوی سابق بودند که فقط کمی بیپردهتر از بقیه عمل میکردند.
در اواخر دهه ۵۰، موجی در سینمای دنیا راه افتاد که ایران هم از آن بینصیب نماند. سینمای موسوم به "اروتیک" یا فیلمهایی که صحنههای برهنگی داشتند، راهشان را به اکرانهای شبانه باز کردند. این فیلمها اغلب با کیفیت پایین، داستانهای ضعیف و فقط برای جذب مخاطب گذری ساخته میشدند. برای مردمی که در یک جامعه در حال گذار زندگی میکردند، تماشای این صحنهها هم نوعی کنجکاوی بود و هم نوعی اعتراض به سنتهای سفت و سخت.
تفاوت فیلمهای جدی با فیلمهای تجاری سکسی
نباید اشتباه کرد؛ هر فیلمی که در آن زمان صحنهای باز داشت، جزو دسته فیلم سوپر زمان شاه قرار نمیگرفت. بازیگران بزرگی در آن دوران بودند که در صحنههایی بازی کردند که شاید از نظر استانداردهای امروز "نامناسب" به نظر برسد، اما هدف آنها ارائه یک اثر هنری بود.
اما در کنار اینها، سینمای بدنه یا همان لایه زیرین صنعت فیلمسازی، فقط به فکر فروش بود. آنها میدانستند که پوسترهای رنگارنگ با تصاویر نیمهبرهنه بازیگران زن، میتواند صفهای طولانی جلوی سینماها ایجاد کند. اینجاست که مرز بین هنر و ابتذال کمرنگ شد و باعث شد حتی تا سالها بعد از انقلاب، کل سینمای آن دوران با یک چوب رانده شود.
چرا مردم هنوز به دنبال این فیلمها هستند؟
این یک سوال روانشناختی جالب است. چرا هنوز بعد از گذشت بیش از چهار دهه، جستجوی عبارتهایی مثل فیلم سوپر زمان شاه در گوگل بالاست؟
اولین دلیل، نوستالژی است. برای نسلی که آن دوران را دیده، این فیلمها یادآور جوانی، آزادیهای اجتماعی آن زمان و فضای متفاوت شهرهایی مثل تهران است. دومین دلیل، حس کنجکاوی نسلهای جدیدتر است. دهه شصتیها و هفتادیها که با محدودیتهای شدید بزرگ شدند، همیشه میخواستند بدانند در آن "دوران طلایی" یا "دوران طاغوت" (بسته به دیدگاهشان) واقعاً چه میگذشته است.
خیلیها فکر میکنند این فیلمها چیزی شبیه به فیلمهای بزرگسال امروزی هستند، اما وقتی آنها را تماشا میکنند، متوجه میشوند که در مقایسه با استانداردهای فعلی دنیا، بسیار ابتدایی و حتی گاهی خندهدار به نظر میرسند. جذابیت اصلی این فیلمها در واقع همان "ممنوعه" بودنشان است.
تأثیر سینمای باز بر جامعه آن زمان
نمیتوان انکار کرد که وجود این مدل فیلمها در سینماها، یکی از دلایل شعلهور شدن خشم نیروهای مذهبی و سنتی بود. در سالهای منتهی به انقلاب ۵۷، سینماها به نماد "فحشا" تبدیل شده بودند. آتش زدن سینما رکس آبادان یا سینماهای دیگر در شهرهای مختلف، واکنشی افراطی به همین جریانی بود که از آن به عنوان فیلم سوپر زمان شاه یاد میشد.
جامعه ایران در آن زمان به شدت دو قطبی شده بود. بخشی از مردم در کافهها و سینماها به دنبال سبک زندگی غربی بودند و بخش دیگر، این مناظر را توهینی به اعتقادات خود میدیدند. سینما در آن دوران نتوانست تعادلی بین این دو قشر برقرار کند و با افراط در نمایش صحنههای به اصطلاح "سوپر"، به جای جذب همه اقشار، باعث شکاف بیشتر شد.
بازیگران مشهور و برچسبهای ناعادلانه
بسیاری از بازیگران زن آن دوران، قربانی این جریان شدند. کسانی که شاید استعداد بازیگری فوقالعادهای داشتند، اما به دلیل نیاز بازار و فشارهای تهیهکنندهها، مجبور به بازی در سکانسهایی میشدند که بعدها برایشان گران تمام شد. بعد از انقلاب، بسیاری از این افراد ممنوعالکار شدند یا مجبور به مهاجرت گشتند، چون تصویر آنها در ذهن مردم با همان فیلم سوپر زمان شاه گره خورده بود، حتی اگر در فیلمهای بسیار ارزشمندی هم بازی کرده بودند.
جالب اینجاست که بازیگران مرد کمتر با این قضاوتها روبرو شدند. این نشاندهنده نگاه جنسیتی بود که هم در سینمای قبل از انقلاب وجود داشت و هم در نقدهای تند بعد از انقلاب تداوم یافت.
آیا این فیلمها ارزش تماشا دارند؟
اگر از منظر فنی و سینمایی نگاه کنیم، اکثر آثاری که در رده فیلمهای "باز" آن زمان قرار میگیرند، ارزش هنری خاصی ندارند. فیلمنامه تکراری، فیلمبرداری ضعیف و بازیهای اغراقآمیز ویژگی اصلی آنهاست. اما اگر به عنوان یک محقق تاریخ یا جامعهشناسی به آنها نگاه کنید، این فیلمها منابعی عالی برای درک وضعیت پوشش، آرایش، زبان کوچه و بازار و دغدغههای سطحی آن دوره هستند.
تماشای بخشهایی از یک فیلم سوپر زمان شاه (که البته امروز بیشتر به عنوان فیلمهای قدیمی و نوستالژیک در یوتیوب یافت میشوند) میتواند به ما بفهماند که چطور رسانه میتواند بر اخلاق عمومی تاثیر بگذارد و چطور واکنشهای متقابل جامعه میتواند مسیر تاریخ یک کشور را عوض کند.
پایان یک دوران و جمعبندی
با وقوع انقلاب، بساط این مدل فیلمسازی به کلی جمع شد. سینمای ایران وارد فاز جدیدی شد که در آن دیگر خبری از برهنگی و رقص نبود و تمرکز روی مفاهیم انسانی و معنوی قرار گرفت. اما سایه آن دوران هنوز هم بر سر سینمای ما سنگینی میکند.
هنوز هم وقتی حرف از سینمای قدیم میشود، ذهن خیلیها سریع به سمت فیلم سوپر زمان شاه میرود، در حالی که آن دوران پر بود از آثار درخشان و کارگردانانی که سینمای ایران را به دنیا معرفی کردند. شاید زمان آن رسیده که با نگاهی واقعبینانهتر به آن سالها نگاه کنیم؛ نه آنقدر آنها را رویایی و بینقص بدانیم و نه آنقدر لجنمال کنیم که انگار هیچ هنری در آن وجود نداشته است.
در نهایت، این فیلمها بخشی از حافظه تصویری ما هستند. چه دوست داشته باشیم و چه نه، آنها آیینهای از بخشی از جامعه ایران در دهه ۵۰ بودند که میخواست مدرن باشد، اما شاید راهش را اشتباه انتخاب کرده بود. این فیلمها امروز دیگر تهدیدی برای اخلاق جامعه نیستند، بلکه فقط خاطراتی غبارگرفته بر روی نوارهای قدیمی VHS هستند که در گوشه انباریها یا آرشیوهای دیجیتال خاک میخورند.